واللا!!!

داخل اتوبوس بین شهری؛

دو ردیف جلوتر از جایی که من نشستم؛

تلفن همراه یک پسر جوان شروع به نواختن می کند؛

پسر: به! سلاااااام! آقا داوود!

اون وری: ...

پسر: خوب! چه عجب از این ورا!

اون وری: ...

پسر: عروسی؟!!! عروسی کی؟!!

اون وری: ...

پسر: خاک بر سرت!

...

پسر: ایشاللا به پای هم پیر شین!

 

/ 5 نظر / 18 بازدید
غزلک

بیچاره اونوری[نگران]

simzarfshooee

اوه اوه چه خاک بر سر غلیظی !!! ای بابا به جای تبریک و امید دادن چه بدجور اون وری رو چزوندی !!![نیشخند][شیطان] نوشته های جالبتون رو دنبال میکنم [شیطان]

simzarfshooee

سلام ما کلا و همیشه نگرانیم! اوا بلا نسبت شما آخه چرا احمقانه !؟ خوب نوشته هاتون جالبه و خیلی ها مطالبتون رو می خونن جناب میگم که حالا خوب شما هم برو تو دسته اون وری شاید نظرتون عوض شد[شیطان] بای آوساید نه ببخشید آفساید [نیشخند][شیطان]

نیکی

[قهقهه]عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بوووودددد