اندر ماهی که گذشت!

در این یک ماهی که گذشت، بنا به علل زاری حال، بد یمنی فال، چایش مزاج، تعمیرات عاج، کلفتی پوست، نابابی دوست، ترافیک کلاس، افراد پلاس و مهمتر از همه، نم کشیدن طبع شعر و کم شدن منابع طنز در حد زِر!!! دست به دست هم دادند تا سوژه دندانگیری دیده، شنیده، یافته یا بافته نشود و بالطبع این وبلاگ نیز آپدیت نشود! و اکنون که آپدیت شود، چه شود!

در این چند وقت، هم خانه ای جدیدی به جمع دو نفری اسبقمان اضافه شد. وی در طول سالیان دراز رفیق شفیق، همراه سر به راه، عزیز لذیذ و دوست با پوست!! من در طول دوران دانشجویی بوده و هست! او دانشجویی خرخوان! تنبلی مهربان! و بزرگمردی پرتوان است که آدمی را به یاد زنده یاد " گالونی" کارتون " بچه های مدرسه والت" می اندازد!

او در کنار همه این محسنات، یک چای خور حرفه ای است! وی در طول این مدت کوتاه، دهن بنده و هم خانه ای اسبق را به نحو احسن صاف نموده است! بطور معمول روزانه یک الی دو لیتر چای تازه دم به شکم بی صاحاب ما بسته می شود! بطوری که بنده صاحب عادت جدیدی در زندگی دانشجویی شده ام و آن اینکه؛ هر سپیده دم برای اجابت مزاج و - عطر و گلاب و شربت به رویتان - دفع مقادیر متنابهی آب معدنی شفاف و بدون املاح بیدار می شوم!

وی یک رزمی کار حرفه ای است ( و از این لحاظ نگاشتن چنین متنی پاپیون کردن دم شیر یا پشت پا انداختن به کرگدن به حساب می آید!) این ورزشکار اسبق، بعد از سالها فعالیت ورزشی به این نتیجه رسیده است که نشستن در منزل و نارنگی پوست کندن کاری بنده نوازانه تر و خداپسندانه تر از ورجه وورجه کردن است و تاکسی تلفنی بهتر از پیاده روی است!

و در نهایت اینکه یک ضرب المثل چینی می گوید:" متن بلند یک وبلاگ هیچگاه خوانده نخواهد شد مگر آنکه جوک باشد" و از سوی دیگر اینکه همین رفیق شفیقی که توصیفاتش در بالا ذکر شد، هم اکنون در کنار بنده نشسته است و بعد از مطالعه متن فوق، با سوراخ های دماغ گشاد شده به من نگاه می کند، به همین دلایل بنده به همین متن بسنده کرده و جمیع مومنین و مومنات را به خدا می سپارم!

/ 28 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Iranian Idiot

خوب اين يه جورايي درست كه مطلب بلند رو كسي نمي خونه, به نظر من مهم اينه كه اين مطلب بلند رو كي نوشته! (هندونـــــــــــــــــه!!!) راستي ليست بلاگ رولينگتو دير به دير پينگ مي كني!! بيخيال بابا! تو هم روزي 3 بار پينگش كن بعدش بهونه كن بگو يه جونه ور داره اذيت مي كنه!! اين دير به دير آپ كردنت باعث ميشه بچسبي ته خط ليستمون!

مریم

دلم برای دوران دانشجویی تنگ شد و برای کارتن های بچه‌گی. چه ربطی داشت؟!

ali

خسته نباشی وبلاگت خیلی جالبه خوشحال میشم به وبلاگ منم سری بزنی و نظرتو بگی و به ذوستات معرفیش کنی www.sibel.blogfa.com

مکافات

گرچه مخلص خود را در جمیع همون مومنین رویت نکردم اما از نقطه کرنل نگاهی درجه دار انداختم و فیض دو چندان بار کردم............به رفیق شفیقتان سلامی کمر باریک...لب سوز و لب دوز (و سوزن و قیچی به مقدار لازم...)....رسانیدن کنید و از طرف ما یه دانه در شکمشان حواله کنید و ماشالله یی عظیم المقدار بدرقه..............یا حق

...

تبليغات ميکنی ديگه....

...

موقع امتحانا ادم بايد فعال باشه که يه وقت فکر نکن داره درس ميخونه...

...

تو چرا هنوز اندر احوالاتی؟؟؟؟نکنه خراب شدی همش درس ميخونی؟؟؟؟

روزگار من

آره خداييش راست گفتی وقتی زياد بنويسی کسی حوصله خوندن نداره . منم خودم دلم ميخواد کم بنويسم اما وقتی مينويسم ديگه حواسم نيست چقدر دارم مينويسم . به هر حال شما طنز جالب مينويسی