زهد دختر همسايه!

دختری در لوای چادری مشکين از در خانه ی همسايه بغلی به در می شود! مصداق شعر: چشم! چشم؟ يه چادر! ... و فقط همين!!! او کيست آيا؟ ... او کيست که به سوی ماشين دختر همسايه خيز برداشته؟ آيا او دختر همسايه است آيا؟ ... عمراْ! دختر همسايه ی ما و چادر؟! هرگز! هرگز!
همزمان دهها فکر مشوش از ذهنم می جهد! آيا او به کسوت تصوف درآمده که اينچين پشمينه پوش شده؟! ... يا نه! شايد آخوندی بانفوذ به خواستگاری اش آمده که اينچنين جانماز آب می کشد! .. نه! نه! يحتمل مواد آرايشی اش ته کشيده و در پی تجديد خريد آنها اينچنين سر در خيابان نهاده! ( ما که نمی دانيم!! ولی مطمئناً خودش آگاه است که بدون Make up ٬ جغد نيز از زل زدن به او هراس دارد!
ناگهان لبه ی چادر زير پای دخترک گير می کند و ايشان تا مرز کله پا شدن بال بال می زند! و اينچنين چشم ما به جمال بی مثالش روشن می شود!
آخی! بچه ام آبله مرغون گرفته!

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی گیلانی

خيلی باحال بود حالا خدا کنه تو نگيری (؛

وروجک

:)) نه بابا؟ عجب روشی! .......ميگما ممکنه جغده زل نزنه ولی تو خوب می زنی! ؛)

javad

شکم دختر همسايه بيامد به جلو// يادم از کشته خويش آمد ه هنگام درو!!!! می دونم هيچ ربطی نداره ولی .....

حاجی

ای تو اون روحت پسر ! خيلی خنديدم !‌در حد جيش ...

lee kocholo

آفـــــــــــــــــــسايد از دست تو ......... تو چقد بلايی آخه هان؟ مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاچ کوچولو آخه چی کار اون بدبخت داری؟؟

منگوله

واقعااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

gadfly

اين همون دختر همسايه است که شبای تابستون گاهی می اومد روی بوم...؟

hossein

آخي..دلم کباب شد...نه بابا..برای دختر که نه...برای تو که بدون makeup مجبور شدی بهش نگا کنی :ي

ساینا

خيلی جالبه تو از دختر همسايه مينويسی من از پسر همسايه