آفساید



سالی که نکوست با این چیزها شروع نمی شود!

دیگر پخته شده ایم! بعضی ها لبهای آدم را نشانه می روند و اگر تیز نباشی به هدفشان می رسند! و بعد باید خیسی آب دهانشان را از کنار لبت پاک کنی! آن روی سکه چیز دیگری است. نمی دانم آدمهایی که ته ریش چخماقی دارند، آدمهای گرم و خوش بوسی هستند یا برعکس؟! به بیانی دیگر و به شکل دقیق و موجز و مفید؛ گه به گور کسی که رسم مزخرف روبوسی عید را باب کرد! این بابا هر کسی که بوده؛ به ضرس قاطع یک هموس-ک-ژوال آینده نگر بوده! تاریخ ما هم که مذکر است! نشان به آن نشان که یک کتاب تاریخ دیدم به همین اسم؛ تاریخ مذکر!!... بگذریم!

تا همین سیزده به در سال قبل یادم بود ها! همین تاکتیک «آقا من سرما خوردم که روبوسی نمی کنم» را می گویم! حیف که در اواخر یکی از عید دیدنی های نهایی پربوسناکمان (به ضم پ) به ذهنم رسید. و ناشکری چرا!؟ دقیقا به موقع هم به ذهنم رسید! جایی که یکی از همین ته ریش چخماقی هایی که نمی دانم نوه خاله بابایم است یا شوهر نوه زن دوم شوهر عمه ام که یک جورهایی پسر خاله بابایم هم می شود! است! ... یا شاید هم بود! ... سرتان را درد نیاورم! مخلص کلام اینکه؛ ایضا گه به گور تاکتیک کذایی! یارو نه گذاشت و نه برداشت و در جواب تاکتیک خردمندانه ما سه تا ماچ آبدار حواله کرد و فرمود: هر چه از دوست رسد نیکوست!

   + آفساید ; ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۸
comment نظرات ()