آفساید



اندر احوالات روز اول یک معلم!

اولین جلسه تدریسم بود. درس مبانی کامپیوتر برای رشته کاردانی علوم باغی! بعد از کلی مقدمه چینی و ارائه مطالب جذاب درباره کامپیوتر، منتظر اولین سوال کلاسم بودم. بعنوان اولین و آخرین سوال کلاس یکی از دانشجوها پرسید:

- استاد من کاملا با فیس بوک آشنا هستم و قبلا دیدم که چطور باهاش کار می کنن! فقط یک مشکلی که دارم این هست که وقتی سایتش رو باز می کنم، یوزر، پسورد می خواد!

پ.ن. قبول دارم که قاه قاه خندیدن در این شرایط اصلا برازنده نیست! ولی این هم برازنده نیست که بقیه بچه ها هاج و واج خنده معلمشون رو تماشا کنند!

   + آفساید ; ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٦
comment نظرات ()

ادغام

فکرش را بکنید؛ به جای آنکه چند تا چیز داشته باشیم، همه اش را یکی می کنیم و یک چیز در می آوریم! این وسط دیگر لازم نیست کلی اسم چیز را حفظ کنیم و فقط کافی است به جای اسم آن چند تا چیز، اسم یک چیز را یاد بگیریم! تازه حتی لازم نیست اسم همان چیز را هم یاد بگیریم. و با توجه به اینکه الان فقط یک چیز داریم، به همان می گوییم: چیز!!! به همین سادگی!

برای اثبات ادعای فوق چند مثال خدمتتان عرض می شود، براحتی می توان با در نظر گرفتن کلمه (الاغ) اسم کلی حیوان ادغامی مختلف درآورد:

مثلا شتر می شود: الاغ استیشن! شیر می شود: الاغ منشوری! اسب می شود: الاغ دانه درشت! گورخر می شود: الاغ سابقه دار! کانگرو می شود: الاغ بهبود یافته! گاو می شود: الاغ بی مسئولیت!!!

پ.ن. قسمتی از یک طنز تاریخ مصرف گذشته که قرار بود یک جایی چاپ شود!

   + آفساید ; ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٥
comment نظرات ()