آفساید



افکار یک اسب عصبانی!

Thoughts of an angry horse

We have a ridiculous world! Our gods are bunch of clothed monkeys! With their round funny heads and pear-shaped ears. They have four bald legs! But two of them are useless! Because their former legs have some disgusting splits in their ends!

We have a ridiculous world! These funny creatures haven't any tail! Even those idiot hens have a tail! They are really risible! Their stomach is in front of them and their back is in their backside!!! And those laughable hanging feet from their shoulders!

These wan creatures hit me everyday. And in contrast it's natural that I p.i.s.s in their water well!!! ... Everyday! We have a ridiculous world!

-------------------------------------------------------

جهان مذخرفی داریم! یک مشت میمون لباس پوشیده، شده اند خدایان ما! با آن کله های گرد خنده دار و گوشهای گلابی شکلشان! آنها چهار پای کچل دارند که دوتای آنها قابل استفاده نیست! چون آخر دو پای جلویی آنها یک سری شکاف حال به هم زن دارد!

جهان مذخرفی داریم! این مخلوقات خنده دار دم ندارند! حتی این مرغ های احمق هم حداقل یک دم را دارند! خنده دارتر آنکه شکم آنها در مقابلشان است و عقبشان پشت سرشان!!! با دو پای بانمک که از شانه هایشان آویزان است! ( این موضوعات را زیاد جدی نگیرید. چون اولا افکار یک اسب است و دوم اینکه این اسب ما کمی عصبانی است!)

این مخلوقات لاغر مردنی هر روز مرا می زنند! و در مقابل این کاملا طبیعی است که - گلاب به رویتان - من هم ب...اشم داخل چاه آبشان! ... هر روز! ...

   + آفساید ; ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٩
comment نظرات ()

سوتی در آزمون رانندگی - اپیزود دوم

عزم خود را جزم کرده بود تا این بار در آزمون رانندگی مردود نشود. او با اجازه افسر آزمون به خودرو نزدیک می شود و با نگاهی به عقب خودرو، در را با دست چپ باز کرده و وارد خودرو می شود. این دقیقا همان لحظه ای است که مشکل آغاز می شود. ایشان اشتباها با کله وارد ماشین شده اند! به عبارت دقیق تر دستهای سرکار خانوم روی صندلی راننده ستون شده اند و پاهایشان هنوز خارج از ماشین حضور دارند.

برای خارج شدن از این موقعیت مضحک، او با دست چپ، فرمان را می گیرد و سعی می کند تا با چرخش به سمت فرمان، پای راست خود را وارد ماشین کند. این ایده نتیجه لازم را به دنبال ندارد. و سعی در ادامه این حرکت خیلی شیک و محترمانه به نظر نمی رسد پس او به طرز هوشمندانه ای تغییر استراتژی می دهد! با دست راست بالای صندلی راننده را می گیرد و سعی می کند تا با حرکت به سمت جلو، فضای لازم برای پاها را ایجاد کند. در این میان افسر آزمون سر خود را کنار می کشد تا با سر ایشان برخورد نکند. سرانجام پس از تقلای زیاد او موفق می شود تا پای راستش را وارد خودرو کند و پس از کمی جابه جایی بر روی صندلی بنشیند! او کمی عرق کرده است. آب دهانش را قورت می دهد و سعی می کند تا از سرعت نفس نفس زدنهایش کاسته شود. به آهستگی کمربند ایمنی را می بندد و در حالی که قیافه معصومانه ای به خود گرفته است، به صورت افسر آزمون نگاه می کند و منتظر عکس العمل او می شود.

- لطفا بفرمایید بیرون!

و بدین سان هجدهمین مردودی او رقمی می خورد!

   + آفساید ; ٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٦
comment نظرات ()