آفساید



پارادایم های آبگوشتی


یا آموزه های فلسفی از دیدگاه چهره های نه چندان فلسفی!

ـ نویسنده شمعی است که می سوزد تا دورترین افقهای معرفت بشریت را منور سازد
«طنزنویسی که فهمید نویسندگی برایش آب و نان نمی شود!»

- قدرت و ثروت در سیطره احمق های با اراده است!
«یک احمق بی اراده!»

ـ ... تو در عرش اعلی و من در فرش سفلی! نه دیده گان را یارای ایستادن در برابر شعشعه نگاهت هست و نه دستان را لیاقت گرفتن دستهای گرمت! ...
«قسمتی از آخرین نامه فلسفی – عارفانه پسری که قصد داشت دخترک را از سر خود باز کند!»

ـ سهم گاوهای خوابیده از نزولات آسمانی، تاپاله های گاوهای ایستاده است!
«یک گاو ایستاده!»

ـ دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم!
«یک متهم به شرب خمر که از پیشرفتهای صنعت کشف جرم بی خبر بود!»

ـ فاصله یک اراده پولادین تا کامیابی به اندازه فاصله دو دریچه بینی است!
«لوک خرشانس!»

ـ آدمی در نهایت توحش و خودخواهی، محیط زیست همه گونه های زنده را نابود می کند!
«یکی از آخرین بازماندگان ویروس آبله»

ـ هیچگاه یک پارتنر چاق را با یک مرغ لاغر عوض نکنید!
«خروس!»

ـ زنده باد مخالف من!
«از فرمایشات سیاستمداری که در زنده ماندن مخالفانش شک نداشت! و فقط دوست داشت به کسانی که در حال تیز کردن چاقوهایشان بودند، درس ملایمت بدهد!»

ـ ما می توانیم!
«پت و مت»

منتقل شده از وبلاگ دات کام!

   + آفساید ; ٧:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱/٢
comment نظرات ()