آفساید



يک کوزت مذکر!

یکی از دوستان مشهدی من بعد از یک مشاجره خانوادگی تصمیم گرفته جدا از خانواده٬ زندگی مستقلی را آغاز کند! به این منظور و برای جلوگیری از آوارگی وی٬ او چند روزی مهمان خانه ماست تا زمان اسکان او در خانه دانشجویی یکی از دوستانم فرا برسد! اما در این بین و به سفارش من٬ وی نقش کوزت و دو همخانه ای من نقش تناردیه ها را بازی می کنند! و این بچه ی پاستوریزه٬ گیاهخوار و آفتاب مهتاب ندیده! کارهای آشپزی٬ ظرفشویی و خرید منزل را انجام میدهد! البته ناگفته پیداست که این فعالیتها برای وضعیت فعلی او مناسب است تا از خر شیطان پیاده شود! و بفهمد که دنیا آنطوری نیست که فکرش را می کرده!  و این درس عبرتی است برای آنان که فکر می کنند بیرون چه خبره! ولی جدای از دید انسانی قضیه٬ این سبک زندگی عجب حالی میده!

   + آفساید ; ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٥
comment نظرات ()