آفساید



دگردیسی در مدرسه زرد!

متن زير رو برای روزنامه دانشکده نوشته بودم. همينطور در پاسخ به ابهامات مطرح شده در کامنت ها بايد عرض کنم که دانشکده ی ما يک دانشکده ی غير انتفاعيه! يعنی زير نظر وزارت علومه و مثل دانشگاه آزاد پول ميگيره! به عبارت بهتر از اينجا رانده و از آنجا مانده.

چنین حکایت کنند که در عصر کثرت مدارس علمیه، مدرسه ای بود با آجرهای زرد رنگ و دانشجویان رنگ رنگ! همان دلیران عرصه تعلیم و شیران بیشه تدیبر! همان یلانی که شاخ اژدهای کنکور را به خاک مالیدند و پوزش را شکستند! اما همین شیران بیشه تدبیر نیز مانند سایر موجودات، دوران دگردیسی خاصی را در مدرسه زرد تجربه می کنند:

جــدید الــوارد این قصر بــــــــــــــادی     نگنجـــــــد در لباس از فرط شــــــــــــادی
به ضرب دمب خود گردو شـــــــــکاند     به زیـــــــــر دوش هم تکــــنو بخـــــــــوانـد
ولی این مــــــاجرا آغاز راه اســــــت     "ادا اطـــــوار موزون" گاه گاه اســـــــــــت
دمی دیگر به حــــــــزبی رو نمايــــند     گــــــــــــــروهی زانجمن سـر در می آرند
گروهـــی را بسیجی می شناسـند     به نوعی شــــــــــــکل این تیپ و کلاسند
به جـــــمع انجمن، عشاق دانـــــش     تــــکاپو می کـــــنـند با زور و رانـــــــــــش
گــــــــــروه دیگری از جنس بـــــاران     فقیران را دهد نوشــــــــــــــــــــــابه با نان
گروهـــــــــی دیگر انـــدر روزنــــــامه     نگارد قصـــه و تمثال و نــــــــــــــــــــــــامه
به غــــایت حــــرفه ای و کاردانـــــند     خبـــرها را موثــــــق می رســــــــــــــانند
(اگر ما خود نه مدح خود بــــــــگوییم     خودت قاضی! پس اینجا ما چه گــــوییم؟)
دگــر بینوايــــان چونــان پیـــــــستون     همــــی لاف گویند از بیســــــــــــــــــتون
مخ این به فرغون بریزند و تورش کنند     دگر روز از عشق آن سر به شورش کنند!

کوتاه سخن آنکه؛ محصلین در آغاز دگردیسی به هر فعالیتی غیر از درس اهتمام کامل دارند! این مرحله از دگردیسی تا بدانجا ادامه می یابد که واحدی چند روی هم تلنبار شود و یا به مدت چند ترم، شخص با عنوان مشروطی مزین شود! در این هنگام دوره دوم دگردیسی آغاز می شود؛ دوره محوریت درس! البته در این مرحله نیز گروهی زیر آبی عمل می کنند و با اعمال غیر ورزشی درس پاس می کنند:

به ســــال آخر امـا شخص استاد     معزز تر ز هر شــــــی عزیز است
همه ابـــنای آدم پیش استــــــاد     تماما خوار و پست و ریز ریز است
بدان موقع که او را هست شلوار     زبان پاچه خـــــواری نیز تیز است

و سرانجام دگردیسی با فارغ التحصیلی کامل می شود!
پی نوشت: تشابه دگردیسی فوق با دگردیسی قورباغه به شدت تکذیب می شود!

   + آفساید ; ٧:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٧/٢۳
comment نظرات ()