آفساید



پست جدید (مثل همیشه)

می دونید اگه توی یه سیاهچاله ی فضایی باشید، گذشت زمان براتون منفی می شه؟ یعنی اینکه می تونید به عقب برگردید، به 15 سالگی، به کلاس سوم(ب)، ردیف آخر- وبعضی وقتها ردیف اول- کنار مهدی و ساسان و نیما! می تونستیم خیلی چیزا رو عوض کنیم.

می تونستیم اونقدری چسب مایع رو صندلی معلم ریاضی نریزیم که متوجه اش بشه و ضد حال بخوریم!

می تونستیم بعد اینکه میزکلاس رو، روی لبه ی سکو طوری تنظیم کردیم تا با یه اشاره ی معلم علوم بیفته، ته کلاس می نشستیم، تا بعد افتادن میز، بقیه ی زنگ رو تو سالن مدرسه قدم نزنیم!

می تونستیم به جای اینکه ادکلن ارزون رو درست قبل از اومدن معلم تاریخ و جلوی چشم فضولها، رو میزش خالی کنیم، موفع زنگ تفریح این کار رو می کردیم. تصور کنید؛ معلم گرامی که به بوی ادکلن حساسیت داره، دست روی میزی بزاره که یه شیشه ی پرادکلن ساویز سیصد تومنی روش خالی شده باشه!! نتیجه این شد که معلم گرامی به مدت سه جلسه قهر کرد!( تا باشه از این قهرها!) آخرش بد تموم شد، اینکه بری پیش مدیر مدرسه که داییت باشه(اصلا باحال نیست ها)!

راستی هنوز هم موافقید به گذشته برگردید؟ خیلی ساده است.نزدیک ترین سیاهچال خیلی دور نیست. تو همین چند ملیون سالی نوری! توی سیاهچاله هه محشره! همه اش باید چند ملیون آتمسفر فشار تحمل کنی با یه چند ملیارد درجه گرما...فقط مشکلش اینجاست که نمی شه برگشت!!! نور نمی تونه از جاذبه ی سیاهچاله فرار کنه، ولی شاید خیال بتونه.

*******

یکی می گفت که :

عشق مثل جیش کردن تو شلواره!!!

همه می بینن ولی فقط خودت گرماش رو حس می کنی.

 

   + آفساید ; ٤:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٥/۳
comment نظرات ()