آفساید



تبعیض

خبر رسید که؛ نمرات درس ابولقاسم خان بر برد دانشکده رویت شده است.پس بلادرنگ و در حال شکستن گردو توسط دممان، رو به سوی دانشکده نهادیم و چون نمره ی مقابل اسممان را بسی خفن انگیز ناک تر از آنچه متصور بودیم، یافتیم، برقی از سرمان پرید و داد از نهادمان برآمد که : یا ابالقاسم تو را قسم می دهم به هفتاد سال عمری که از خدای گرفتی؛ این چه ظلمی است در حق ما، و این چه سرویس کردنی بود بر دهان ما!

قبل از آنکه سر بر بیابان بنهانیم، دیگر نمرات را مشاهده نمودیم و اینبار برقی دیگر از سویی دیگر جهید! هیهات! نمره ی هیچ پری چهری از جماعت نسوان به کمتر از پانزده نزول اجلال نفرموده بود! این در حالی بود که جمعیت کثیری از گل پسران نمراتی قلیل داشتند.

القصه اندکی زیاد قات زدیم و شاکی رو به سوی اتاق اساتید نهادیم. اما منشی محترم در کمال خونسردی با سخنانی که در مضمون آن دیدن ابوالقاسم خان بای نحو کان با دیدن پشت گوشمان هم ارز توصیف شده بود، خیالمان را راحت کرد.

چون مشکل به پیش ریش سفیدان عرضه کردیم؛ وصیت کردند که بنتی از بنات دانشکده را هنگام مذاکره با استاد به همراه داشته باشیم تا عنایات استاد بیشتر شامل حالمان شود! و اینچنین بود که مشکل شد دو تا!

از فردای آن روز بارها مسیر دانشکده خیام تا دانشکده ریاضی را به دنبال ابوالقاسم خان پیمودیم. ولی فقط سراب هایی می دیدیم مشتمل بر پیران کله طاسی که دختران را دید می زدند!!!

و سرانجام در روزی نامیمون افسار سمند را به سوی دانشکده ی ریاضی گرداندیم و از اطلاعات دانشکده سراغ استاد را گرفتیم. با نگاهی عاقل اندر سفیه پرسید: پس کو بقیه!؟

ما نیز همانند بچه مثبتان از همه جا بیخبر دست و پایمان را گم کردیم که :کدوم بقیه؟؟؟

افزود: استاد تشریف ندارن و حتی اگه هم بودن، با این وضع!!! فرقی با حالتون نداشت!!!

بگذریم که در همین روز نامبارک موفق با ملاقات استاد شدیم و بگذریم که پیش بینی همگان هم به حقیقت پیوست!

*******

عزیزانی که مایلند بند جدیدی مبنی بر" دفاع از حقوق دانشجویان پسر در برابر تبعیض" به منشور حقوق بشر اضافه بشه، این زیر رو امضا کنن

   + آفساید ; ۳:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٤/۱۸
comment نظرات ()