آفساید



کیسه گل

 

سی ویکم اردیبهشت، ساعت 21:30، سالن فوتسال مجموعه ورزشی حجاب؟!، بازی آخر مرحله ی مقدماتی مسابقات فوتسال دانشکده، بازی تیم های ماوی و بولدوزر!

بازی در حالی در دقیقه ی دهم نیمه ی دوم دنبال می شه که ما شدیداً روی حریف رو کم کردیم؛ بطوری که حریف انگیزه ی گلزنی خودش رو از دست داده!! و با چهار گلی که بهمون زده، با خیال راحت بازی رو دنبال می کنه. در همین حین گل پنجم هم وارد دروازه می شه... برای تقویت روحیه ی بچه ها بهشون می گم:« خیالی نیست، اگه تو این ده دقیقه، 26 تا گل بهشون بزنیم، صعود می کنیم

البته ناگفته نماند که ما هم به نوبه ی خودمون و با اجازه ی بزرگترها، یک گل بسیار بسیار زیبا و تاریخی به ثمر رسونده بودیم که به اعتراف بسیاری از کارشناسان تیممون، ارزش هر پنج تا گل حریف رو داشت!

نکته ی حائز اهمیت دیگه اینکه، با توجه به بافت بچه درس خونی تیممون، که عمدتاً بچه خرخونای کامپیوتر بودند(بلا نسبت من)، و اینکه دو تا از بازیکنان تیممون از اساتید حل تمرین محبوب دانشکده هستند؛ بیشتر بروبچس تماشاچی طرفدار تیم ما بودند!

و اما زیبا ترین صحنه ی بازی؛

دقایق انتهایی بازی/ در یک فرصت استثنایی، ایمان دو نفر رو دریبل می زنه/ دروازه بان حریف رو پای ایمان میره/ یه پاس ایده آل از ایمان/ من؛ در یک متری دروازه ی خالی/ توپ بین زمین و هوا/ هدف: شیرین کاری و شوت به قصد زیر طاق دروازه ی حریف/ انگیزه: شکستن روحیه ی حریف/ نتیجه: توپ با اختلاف کم از بالای دروازه به اوت می رود!!!

و بدین ترتیب تیم فوتسال بولدوزر، درنهایت شایستگی، در یک فینال زود هنگام، اسیر چشم شور بعضی از عناصر معاند و بد خواه شده و از دور مسابقات اوت شد!(به یاد حذف تیم فوتبال فرانسه در جام جهانی 2002)

 

   + آفساید ; ٤:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۳/٢٧
comment نظرات ()