آفساید



همه برای یکی،همه برای استـــــــــــــــــــــاد

بر دانشجو جماعت، هیج فریضه ای واجب تر از پاس کردن واحد های درسی نیست. در همین راستا بر آن شدیم اردویی تفریحی- پاچه خواری با حضور جناب استـــــــــــــــــــــــــــــــاد مهندس - عزیز دل من- جواد یزدانجو (معروف به جوات دو در) در ییلاق اخلمد ترتیب بدهیم.

در این میان با توجه به اشکالات شرعی و در پاسداشت جواب های استفتائات انجام شده از مراجع غیر ذیصلاح، در رابطه با حضور خواهران محترمه در اردو، تصمیم بر آن شد که از حضور این قشر پر چانه و در عین حال رقیبان سنتی در عرصه ی پاچه خواری اساتید در اردو، جلوگیری به عمل آورده شود!(و با این جمله بندی، درک کامل مطلب برای خواننده......چه شود!!!؟)

این موضوع با اعتراضات کمی تا قسمتی نیمه گسترده در سطح کلاس " ساختمان داده" رو به رو شد. که سرانجام با حکم حکومتی «استــــــــــــــــــــــــــــاد جوات دودر»(ق)* مبنی بر اینکه:" (لفظ دقیق ذکر شده:) اگه دخترای خوبی باشین، دفعه ی بعد می بریمتون!!!" به همه ی اما و اگر های خواهران خاتمه داده شد

واینچنین بود که در ساعت هشت صبح یک روز بهاری تعطیل، من و جمعی دیگر از دوستان، نگران از دو در شدن اردو توسط استـــــــــــــــــــــــــــــاد ایستاده بودیم، که با حضور حماسی و غرور آفرین استــــــــــــــــــــــاد، به همه ی شبهات عناصر معاند پایان داده شد و مشت محکم دیگری بر دهان استکبار نواخته شد!

در ادامه تا ساعت 9 منتظر سایر عزیزان و دوستان گشاد بودیم که از راههای دور و نزدیک، با انواع ابزارآلات ارتباطی، حضور قریب الوقوع خود را اعلام می کردند و حتی کار به جایی کشید که تعدادی از این عناصر خوش خواب را از دم در خانه هاشون سوار کردیم.

(تریپ خاله زنکی) چشمتون روز بد نبینه؛ پنج فروند" ورودی جدید" نامرد، از آوان پیوستن استــــــــــــــاد به جمع ما تا لحظه ی فراق استـــــــــــــــــــــــــــــاد، چنان پاچه های استــــــــــــــــــــاد رو در چهار جهت چسبیده بودند که؛ فرصتی دست نداد تا عزیزان 81 ای (که ما باشیم) به عنوان بانیان سنتی اردو، در حضور استــــــــــــــــــــــاد عرض ارادتی داشته باشیم.

بنده به شخصه فقط دو بار فرصت اساعه ی ادب پیش استــــــــــــــــــــاد داشتم که هر دو با لفظ ناقابل " خسته نباشید" انجام گرفت؛ یکبار بعد از ساعت ها صخره نوردی در میان آبهای خروشان بود که خدمت استـــــــــــــــــــــاد مشرف شدیم و به عینه دیدیم که استاد به همراه همین ورودی جدید ها، بعد از استراحت در تمام طول روز و صرف ناهار، دراز کشیده اند و به جا بود خسته نباشیدی خدمت استاد عرض کنیم. و عرض ادب دیگر مربوط به موقع بازگشت از اخلمد بود که استــــــــــــــــــــــاد بنا به طبع لطیفشون احساس ملایم" دست به آب" کردند و این همزمان بود با نیش ترمز راننده.

استــــــــــــــــــــــاد پیاده شده و بعد از یکربع ساعت دوباره به مینی بوس مشرف شدند و به جا بود که بنده با "خسته نباشید" ی جانانه، خستگی ربع ساعت فعالیت شدید را از تن استاد به در کنم!!!

*(ق) = قربونش برم.

*******

زنـــدگی بدون عـــشق..........همانند..........ساندویچ بدون نوشابه

*******

بیست و چهارم اردیبهشت...مصادف با دو امتحان میان ترم نامیمون... مقارن با سالروز لغو امتیاز تنباکو...و همزمان با سالروز تولدم.

 

   + آفساید ; ٤:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٢/٢۳
comment نظرات ()